خرید بک لینک

لطفا پرسش شماره 262 عقاید با موضوع «شناخت خداوند؛ صفات خداوند و افعال او» ثبت شده توسط «علی» در تاریخ 13 دی 1395 و پاسخ دفتر حفظ و نشر آثار علامه منصور هاشمی خراسانی؛ زمینهساز عملی ظهور مهدی علیه السلام را بخوانید.

متن پرسش:

سؤالی در بحث جبر و اختیار داشتم: از آنجایی که خداوند متعال بر همه چیز دانای مطلق است، لذا بر آینده و رفتار انسان و کارها و تصمیمهای او نیز آگاهی دارد و میداند که عاقبت او چیست، میداند اعمال او چگونه خواهد بود و در نهایت میداند که بهشت نصیبش میگردد یا دوزخ؛ پس انسان چگونه اختیار دارد؟ و چه لزومی دارد که خداوند به او مهلت دهد تا در دنیا آن اعمال را انجام دهد در صورتی که خود بدانچه انسان انجام خواهد داد احاطه کامل دارد؟

و اینکه قدرت اختیار را خداوند به انسان داده است و انسان هم با همین اختیار میتواند تصمیم بگیرد، لذا انسان هر تصمیمی بگیرد، با توجه به همان قدرت اختیاری است که خداوند به او عطا کرده؛ پس در واقع نمیتوان او را مسئول کارهای خود دانست، چون از همان نیرویی برای تصمیمگیری استفاده کرده که خداوند به او عطا کرده. پس چگونه است که برای او قدرت اختیاری با محوریت خود انسان، در نظر گرفته میشود؟

با تشکر فراوان از پاسخگویی دقیق و علمی شما

پاسخ بخش پاسخگویی به پرسشهای دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی:

برادر ارجمند!

لطفاً به نکات زیر توجّه فرمایید:

1 . پرسش شما مبتنی بر یک تناقض و یک پیشفرض غلط است؛ زیرا علم خداوند به اعمال و عاقبت انسان، فرع بر وجود اعمال و عاقبت اوست و در صورتی که اعمال و عاقبت او وجود نیابد، علم خداوند به آن معنا ندارد! به عبارت دیگر، اگر خداوند میداند که اعمال و عاقبت انسان چیست، چگونه ممکن است که او را نیافریند؟! در حالی که اگر او را نیافریند، اعمال و عاقبتی برای او وجود ندارد تا علم خداوند به آن تعلّق گیرد و روشن است که علم خداوند به معدوم بیمعناست؛ همچنانکه نیافریدن انسان به خاطر علم به اعمال و عاقبت او معنا ندارد و قدرت خداوند به چیزی بیمعنا تعلّق نمیگیرد.

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: روژان امینی تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1395 ساعت: 20:33

صفحه بندی